تبلیغات
◦♥◦♥◦♥برای خدا... - داستان جالب!!(اون طرف قضیه)
◦♥◦♥◦♥برای خدا...

سجده ی عشق

یه روز یه پدره داشت روزنامه می خوند که همش دخترش میومدو حواسشو پرت می کرد! واسه اینکه سرشو گرم کنه یک صفحه که عکس نقشه جهان روش بود رو برداشت و پاره کردو بهش گفت که بره اتاقش و تکه های پاره شده رو به هم وصل کنه!فکرکرد که این کار کل روز وقتشو میگیره ولی دخترش چند دقیقه بعد اومد با نقشه کامل! پدرش تعجب کردو پرسید چطوری اینکارو کردی؟گفت:پدر پشت صفحه عکس یه مرده بود با اون نقشه رو کامل کردم!بعدهم رفت بیرون تا بازی کنه! حالا نکته اینجاست==> همیشه یه طرف دیگه واسه هرچیزی که ما تو این دنیا تجربه می کنیم هست!این داستانم بطور غیرمستقیم یه درسی رو میده! هر وقت که ما با یه مبارزه و یه موقعیتی مواجه میشیم به طرف دیگه قضیه نگاه کنید!اینطوری راه آسونتری واسه حلش پیدا می کنین:) :)

نوشته شده در شنبه 31 تیر 1391 ساعت 03:31 ب.ظ توسط ᵯɑɍɑⱢ نظرات | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت


كدهای جاوا وبلاگ