تبلیغات
◦♥◦♥◦♥برای خدا... - عشق و سخاوت الهی!
◦♥◦♥◦♥برای خدا...

سجده ی عشق

من جزو افراد خوش شانسی بودم که توانستم درروزهای آخر عمر مادرعزیزم دراین دنیا اوقات زیادی را با او بگذرانم  واز هم صحبتی اش لذت ببرم.متاسفانه او درماه های آخر عمرش داعما دربیمارستان بود و من تا میتوانستم در کنارش بودم.طی این مدت من و مادرم بیشتردر مورد مرگ و زندگی پس از مرگ صحبت می کردیم.دریکی از مکالماتمان پرسیدم:مادر دوست دارم رازی بین خود داشته باشیم.می دانم که فکرم تاحدی عجیب و غریب است ولی میتوانم از شما خواهش کنم که بعداز پرواز آسمانی تان وقتی زندگی پس از مرگ را تجربه کردید یک شاخه گل رز سرخ برایم بفرستید؟ومادرم خندیدو پاسخ داد:بله,حتما.یک هفته ی بعدبه مادرم گفتم:می خواهم درمورد رازمان صحبت کنم.من روی زمین هستم و شما بعداز پرواز اسمانی تان به آن دنیا سفر می کنید!پس چگونه میتوانید برای من یک شاخه گل رز بفرستید؟مادرم فکری کرد و پاسخ داد:عزیزم دلم اگر خداوند بخواهد همه کاری انجام میشود و غیرممکنی وجود ندارد!چندروز بعد مادرم بازندگی وداع کرد و به آسمان ها پرکشید.درهنگام مراسم خاکسپاری آنقدر سرگرم اموربودم که راز بین خودو مادرم را به کلی از یاد برده بودم.وبعد اتفاق بسیار عجیبی افتاد.برسرخاک مادرم شیون می کردم که ناگهان مرد سالخورده ای با عصا دیدم که او را نمی شناختم.اطمینان داشتم که قبلا او را ندیده بودم.او برسر خاک مادرم زانو زده بود و شاخه گل رزسرخی در دست داشت.کنجکاوشدم و ناگهان به یاد راز بین خود و مادرم افتادم.با حیرت به سمتش رفتم و درمورد گل رز از او سوال کردم.او پاسخ داد:دخترم نمیدانم چرا از صبح احساس می کردم که باید یک شاخه گل رز سرخ همراه خود داشته باشم.حسی به من می گفت که باید برای مادرت این گل رز را بیاورم.با شنیدن این حرف دوباره چشمانم ابری شدو از ته دل گریستم.آری خداوند بندگان خودرا از عشق و سخاوت سیراب می کند.اگر اراده کند دریک لحظه پرده های دنیوی از روی چشمان مان کنار میروند و آنگاه می بینیم که در ماورای چشم انداز محدودما از مرگ و زندگی چه حقیقت عظیمی نهفته است.برای در آغوش گرفتن عشق الهی هرگز دیرنیست.آغوش خود را بگشایید و به استقبال این عشق بی پایان و شیرین بروید!!

نوشته شده در دوشنبه 19 تیر 1391 ساعت 03:01 ب.ظ توسط ᵯɑɍɑⱢ نظرات | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت


كدهای جاوا وبلاگ