تبلیغات
◦♥◦♥◦♥برای خدا... - کنترل رفتار!
◦♥◦♥◦♥برای خدا...

سجده ی عشق

سلام.واقعا ببخشید آپ نکردم.چند روز تهران بودم و کامپیوترم هم خراب شد! یه داستان دیگه  آوردم! یه پسری بود که اخلاق خیلی بدی داشت! پدرش بهش یه کیف پراز حلزون داد و بهش گفت هر وقت که کنترل خودشو از دست میده یکی از اون حلزون هارو با چکش بشکونه! روز اول پسره 37 تا از اون هارو شکوند!روزهای بعدی که یادگرفت خودشو کنترل کنه تعداد حلزونا کمتر شد! فهمید که کنترل کردن خودش آسون تر از شکوندن اون حلزون ها بود! بالاخره روزی اومد که دیگه عصبانی نمیشد و به پدرش گفت! این دفعه پدرش گفت هربار که تونست خودشو کنترل کنه یکی از حلزون هارو آزاد کنه! روزها گذشت و پسرش بالاخره تونست به پدرش بگه که همه حلزون ها آزاد شدن! پدرش دستشو گرفت و گفت:خوب از عهده اش بر اومدی ولی به سوراخ های لاکش نگاه کن! هیچ وقت مثل اولش نمیشه! وقتی توهم توعصبانیتت حرف میزنی حرفاتم زخم هایی مثل این جا میگذارن!میتونی هرچندتا که میخوای یکی رو چاقو بزنی مهم نیست چندبار این کارو انجام میدی زخمش هیچ وقت از بین نمیره! پس حتما رفتارتونو کنترل کنین دفعه بعدی که یه چیزی میگین که بعد از گفتنش پشیمون میشین!


نوشته شده در یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 ساعت 06:47 ب.ظ توسط ᵯɑɍɑⱢ نظرات | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت


كدهای جاوا وبلاگ